طوبی

    منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟ چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی (عج) چقدر تنهایی !

  • خانه  اخیر آرشیوها موضوعات آخرین نظرات 

جمعه های آشنا

02 بهمن 1394 توسط سدید


از روزها من جمعه ها را دوست دارم
این جمعه های آشنا را دوست دارم


هر صبح جمعه ندبه می خوانم برایت
از كودكی این لحظه ها را دوست دارم


تاریخ بَدوغیبتت را یاد داری؟
از آن زمان است من شما را دوست دارم


امروز و فردا می كنم شاید بیایی
حتی همین تردیدها را دوست دارم


شب های جمعه تا سحرگاهش كجایی؟
كرب وبلایی؛كربلا را دوست دارم


بین دعاهایی كه می خوانم برایت
آقا بیا؛آقا بیا را دوست دارم


شاعر:محمد حسن بیات لو


 1 نظر

قبل و بعد از تعلیم

01 بهمن 1394 توسط سدید

 

 

باید قبل و بعد از تعلیم و در ضمن آن به متعلّم تذکر داد که علم در وجود آدم تحت تأثیر و نفوذ گرایشهای اوست.

اگر گرایشهای ناسالم در وجود عالِم باشد و اصلاح نشود، علم به ضررش تمام می‌شود.

اگر این فرد بتواند عالِم بشود، اولین اقدامش عمل نکردن به علم و آخرین اقدامش تحریف علم خواهد بود.

بیان معنوی استاد پناهیان

 1 نظر

من هم مسافرم، وطنم مشهد الرضا ست

30 دی 1394 توسط سدید

 


در مجلس عزاي شما گريه مي كنم

امشب فقط براي شما گريه مي كنم

عطر گلاب مرقدتان بر مشام خورد

در گوشه ي سراي شما گريه مي كنم

چون اشك بين روضه به هر درد مرهم است

با نيت شفاي شما گريه مي كنم

با بال هاي بي رمق اشك ديده ام

در مشرق هواي شما گريه مي كنم

من هم مسافرم، وطنم مشهد الرضا ست

دنبال رد پاي شما گريه مي كنم

خواندم چگونه پير شدي در جواني ات

دارم ز غصه هاي شما گريه مي كنم

عمري براي هجر پدر گريه كرده اي

امشب منم به جاي شما گريه مي كنم

شعر از : وحید قاسمی


 نظر دهید »

نفرین امام سجاد(ع) در حق حرمله

23 آبان 1394 توسط سدید

به گزارش مشرق و به نقل از فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین ابوفاضل رضوی اردکانی نویسنده کتاب «ماهیت قیام مختار بن ابی عبید

ثقفی» با تکیه بر روایات معتبر، اقوال و نظریات علمای بزرگ اسلام و کمک‌گرفتن از علم رجال و تاریخ، با روش نقد و تحلیل و جرح

و تعدیل، ابعاد شخصیتی مختار ثقفی را به صورت همه‌جانبه بررسى کرده و ثابت کرده است که او مردى پاک، فداکار، معتقد به امامت

ائمه هدى(ع) بوده و قیامش با اذن و اجازه و رضایت کامل امام معصوم و دخالت مستقیم اهل بیت پیامبر(ص) همراه بوده است. در این

کتاب ـ که از مطالب مستند و مستدل بهره برده و از پرداختن به مطالب موهون و افسانه‌گونه، مانند بعضى از مقاتل و مختارنامه‌ها

پرهیز کرده ـ روشن شده است که مختار نه کیسانى بوده و نه بنیانگذار این مکتب است و نه ادعاى باطل داشته، بلکه کلیه این اتهامات ازجانب دشمنان اهل بیت(ع) و راویان و مورخان وابسته به طاغوت مطرح شده است. در ادامه بخش‌هایی از این کتاب را مرور می‌کنیم.




شیخ طوسی، در «امالی» می‌نویسد: منهال بن عمرو -از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است- گفت: پس از زیارت خانه کعبه، از مکه

عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم. امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ عرض کردم: هنگامی که

از کوفه آمدم، زنده بود، دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود: «اللهُمَّ اَذِقْةُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اذِقْهُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ

اَذِقْهُ حَرَّ النّار»، خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.

ابومخنف از امام باقر(ع) نقل می‌کند: «هنگامی که علی‌اصغر، در دامن پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(ع) دشمن را نفرین

کرد و فرمود: «… و انتقم لنا من هولاء الظالمین» خدایا انتقام ما را از اینها بگیر.

منهال گوید: «پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول قلع و قمع قاتلان کربلا بود. من قبلاً با

مختار رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم

و به سوی او شتافتم.

او را در خارج از خانه‌اش با گروهی دیدار کردم، گویا به مأموریتی می‌رفتند. تا چشم مختار به من افتاد، گفت: ها، منهال، چطور تا به

حال به دیدن ما نیامدی؟ و برای تبریک و تهنیت به خاطر پیروزی و حکومت ما سری به ما نزدی؟ و ما را در قیام همراهی نکردی؟!

منهال گوید: به او گفتم: امیر! من به سفر حج رفته بودم و حال خدمت رسیدم، آنگاه همراه او راه افتادم و از اوضاع صحبت می‌کردیم تا

به محله «کناسه» رسیدیم. مختار در آنجا ایستاد و گویی منتظر بود و به نقطه‌ای می‌نگریست، به او خبر داده بودند که اینجا مخفیگاه

«حرمله» است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همان‌جا ماند.

دیری نگذشت که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند، بشارت ‌ای امیر! «حرمله» دستگیر شد. عده‌ای، فردی را

کشان‌کشان نزد مختار آوردند، آری خودش بود، حرمله قاتل سنگدل علی‌اصغر».

تا چشم مختار به قیافه وحشتزده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «اَلْحمد‌ُلله الذیَّ مَکَنّنی مِنْکَ» خدای را شکر که به چنگم

افتادی! و بلافاصله فریاد زد: «جلاد! جلاد!»، جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمایید قربان.

مختار دستور داد: اول دو دستش را بزن!

جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند (آری این همان دو دستی بود که با یکی کمان، را می‌گرفت و با دیگری تیر را

و یک بار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود، آری این دو

دست پلید باید قطع می‌شد)، سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجرا کرد.

جسد بی‌دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش. و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی

جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.

ادامه »

 نظر دهید »

حال خوش بندگان خدا

15 آبان 1394 توسط سدید

آیت الله قرهی در دروس اخلاق خود گفت: هر که درونش پاک و الهی شد، طبعاً در ظاهرش اثر می‌گذارد و ظاهرش هم خدایی می‌شود

مطلبی از دروس اخلاق آیت الله قرهی :

ابوالعرفا فرمودند: یک مرتبه به مرحوم چلویی گفتم: شنیده‌ام وقتی این جوان‌ها، نوجوان‌ها و کسانی که شاگرد بازاری‌ها هستند، در مغازه‌ات می‌آیند تا غذایی ببرند، لقمه کبابی در دهانشان می‌گذاری که آن‌ها به گناه نیفتند، نکند یک موقعی وسط راه ناخنکی به این غذا که برای صاحبکارشان می‌برند، بزنند. ای بسا صاحبکاری خسیس باشد و به این‌ها ندهد.

ایشان بیان فرموده بود: من!؟ آقا بیان فرموده بودند: البته خوب است که انسان به روی خودش نیاورد. ایشان فرموده بود: آقا! از شما که پنهان نیست، من جدّی می‌گویم، چون من هیچ‌گاه برای خودم تکرار نمی‌کنم. حتّی یک مرتبه شیطان ملعون در خوابم آمد و به من گفت: آیا تو یک روز شمردی این‌هایی که می‌آیند و می‌روند و لقمه کبابی دهان آن‌ها می‌گذاری، چند نفرند؟ من فقط این را در خواب دیدم، بعد بلند شدم، گریه کردم، ناله کردم، خودم را تنبیه کردم و سه روز پشت سر هم روزه گرفتم که چرا در خواب باید شیطان بر من غالب شود.

ایشان گفته بود: آقا! والله قسم، همین که مغازه را می‌بندم، دیگر یادم نمی‌آید که اصلاً امروز من چنین کاری کردم. امروز شما به رخم کشیدی، چه کنم که من دیگر مبتلا نشوم و یک موقع نگویم ببین تو به کجا رسیدی که آقا جان (این مرد الهی و عارف بزرگ) از تو راضی است؟ آقا فرمودند: مجلس ما را هم دیگر به یاد نیاور.

این حال خوش بندگان خداست. آن­ها برای اینکه بیمار نشوند، آن هم بیمار روحی، بدترین بیماری که مثل خوره در جان انسان می‌افتد و روح انسان را می‌خورد، می‌گویند: این عمل را حتّی در وجود خودشان تکرار نمی‌کنند.

آن‌قدر مهم است که آن­ها دائم می‌ترسند که نکند ظاهرشان بهتر از باطنشان باشد. هر که درونش پاک و الهی شد، طبعاً در ظاهرش اثر می‌گذارد و ظاهرش هم خدایی می‌شود - عزیزم! این نکته­ بسیار مهمّی است، این را عرفای عظیم‌الشّأن برای من و تو پرده‌برداری کردند -

این که به من و شما بیان کردند که به وجه عالم نظر کنیم، آن هم علمای ربّانی - که عرض کردم دور از اعزّه روحانی، نه هر عمامه به سری مثل من – و نگاه به وجه آن­ها عبادت است، برای این است که هر کس درونش پاک و طاهر شد، طبعاً روی وجه او اثر می­ گذارد - این رمز است -

منبع : مشرق نیوز به نقل از مهر

 نظر دهید »

به تو پناه مى ‏برم

15 آبان 1394 توسط سدید


خدايا، من به تو پناه مى ‏برم از طغيان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد. و ضعف نيروى صبر، و كمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبيت، و پيروى هوس، و مخالف هدايت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تكلف، و گزيدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصيت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقير نسبت به درويشان، و كوتاهى در حق زيردستان.

و ناسپاسى نسبت به كسى كه بر ما حقى داشته باشد. و از آنكه به ستمكارى كمك دهيم. يا ستم زده‏ اى را خوار گذاريم. يا آنچه را كه حق ما نيست بخواهيم. يا در علم از روى بى‏ اطلاعى و بر خلاف عقيده سخنى گوئيم .

 و پناه مى‏ بريم به تو از آنكه قصد خيانت با كسى داشته باشيم. و از آنكه در اعمالمان خود پسندى كنيم، و آرزوهاى خود را دراز سازيم

و پناه مى‏ بريم به تو از بدى باطن، و كوچك شمردن گناه خرد، و از آنكه شيطان بر ما چيره گردد، يا روزگار ما را واژگون بخت سازد، يا سلطان در باره ما ستم كند.

و پناه مى‏ بريم به تو از دست آلودن به اسراف، و از نايافتن رزق كفاف .

و پناه مى‏ بريم به تو از شماتت دشمنان و احتياج به همگنان، و زيستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى .

و پناه مى ‏بريم به تو از عظيم ترين حسرت و بزرگ ترين مصيبت و بدترين بدبختى، كه حسرت قيامت و مصيبت در دين و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نوميدى از ثواب و نزول عقاب.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا و همه مؤمنين و مؤمنات را از همه اين شرور پناه ده، اى مهربان‏ ترين مهربانان.

نيايش در پناه جستن به خدا از ناملایمات و اخلاق ناستوده و كردارهاى ناپسنديده /صحیفه سجادیه / سایت شهید آوینی

 1 نظر

عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ

14 آبان 1394 توسط سدید

امام صادق عليه السلام:

عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّكُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُكُوا صَغِيرَةً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْكِبَارِ.

شما را سفارش مى كنم به دعا كردن، زيرا با هيچ چيز به مانند دعا به خدا نزديك نمى شويد و دعا كردن براى هيچ امر كوچكى را، به خاطر كوچك بودنش رها نكنيد، زيرا حاجت هاى كوچك نيز به دست همان كسى است كه حاجت هاى بزرگ به دست اوست. كافى(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 467 ، ح 6

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 16
  • ...
  • 17
  • 18
  • 19
  • ...
  • 20
  • ...
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24

یا زهرا

السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة

پیوندهای وبلاگ

  • گوهر یکدانه
  • سدید
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس