طوبی

    منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟ چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی (عج) چقدر تنهایی !

  • خانه  اخیر آرشیوها موضوعات آخرین نظرات 

قرآن و کاهش عذاب والدین

05 آبان 1394 توسط سدید

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

مَن قَرَأَ القُرءَانَ فِی المُصحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ وَ خُفِّفَ عَن وَالِدَیهِ وَ اِن کَانَا کَافِرینِ

هرکس قرآن را از روی آن بخواند از بینایی خود بهره مند می شود و موجب کاهش عذاب پدر و مادرش می شود، هر چند کافر باشند.

اصول کافی/ج۴/ص۵۶۴

 نظر دهید »

خشم فاطمه

05 آبان 1394 توسط سدید

 

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: بعض جوانان حدیثی از شما باز می گویند که باور کردنی نیست. می گویند«خدا از خشم فاطمه به خشم می آید »

امام صادق علیه السلام  فرمود: مگر شما این روایت را در کتاب های خود ندارید که خدا از خشم بنده مؤمن به خشم می آید؟

 

-چرا

 

-پس چرا باور نمی دارید که فاطمه زنی با ایمان باشد و خدا از خشم او به خشم آید؟

 

بحار ص 22 ج43


 نظر دهید »

دعایم کن بانو

04 آبان 1394 توسط سدید

سلام حضرت مادر

 بیشتر از یک ماه است  به اذن شما و در مدرسه ای به نام شما مشغول تحصیلم اما نمی دانم چرا احساس می کنم که از اهدافم فاصله گرفته ام.

پاره ای از مسائل آزارم می دهد بانو!

می ترسم  راه و هدفم را گم کنم ، فراموش کنم  عهد و پیمانی را که با شما و امام زمانم بسته ام .

قرار روز اولمان را که یادتان هست ؟ قرار شد دستم را بگیرید و خودتان هدایتم کنید .

من به امید  لطف و یاری شما قدم در این راه گذاشتم تنهایم نگذارید بانو.

کمک کنید به درستیِ این مسیر مطمئن شوم و بتوانم  سختی هایش را تحمل کنم .

 نظر دهید »

فرقه ی ناجیه

04 آبان 1394 توسط سدید


يك حديث است هم شيعه گفته و هم سني. همه گفته‌ اند.

كه پيغمبر فرمود: يهودي‌ ها 71 فرقه شدند، مسيحي‌ ها 72 فرقه شدند.مسلمان‌ ها 73 فرقه مي‌ شوند.

بعد پيغمبر فرمود: «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» (بحارالانوار/ج30/ص335) يك فرقه از اينها نجات پيدا مي‌ كند. «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» يك فرقه «ناجيه» است.

خوب همه مي‌ گويند: ما هستيم. تمام فرقه‌ هاي مسلمان مي‌ گويند: ما اهل نجات هستيم، باقي‌ ها هلاك مي‌ شوند. فقط ناجي ما هستيم.

ما چه كنيم براي اينكه ببينيم چه كسي راست مي‌ گويد و چه كسي دروغ؟ اگر يك پدري در خانه گفت: من يكي از بچه‌ هايم را دوست دارم. او مي‌ گويد: من را گفت، او مي‌ گويد: من را گفت. همه‌ ي بچه‌ ها مي‌ گويند: من را گفت، من را گفت، من را گفت، بهترين كسي كه مي‌ تواند مشكل را حل كند، چه كسي است؟بگوييد…

آن كسي كه گفته من يكي را دوست دارم. اگر پدر گفت: يكي را دوست دارم، همه مي‌ گويند: من را گفت. مادر گفت: يكي را دوست دارم، همه مي‌ گويند: ما را گفت. بهترين كسي كه بايد حل كند آن كسي است كه اين حرف را زده، بگوييم: آقاجان شما كه گفتي يكي از بچه‌ هايم را دوست دارم، خودت بگو. كدام‌ ها را دوست داري؟ خودش بايد بگويد.

پيغمبر فرمود: «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» مي‌ گوييم: يا رسول الله، فرقه‌ ي ناجيه كدام است؟ خودت بگو. مي‌ گويد: «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوح‏» (بحارالانوار/ج23/ص123) اهل بيت من مثل كشتي نوح است. «مَنْ رَكِبَهَا» هركس سوار ان كشتي شود، «نَجَا» نجات پيدا مي‌ كند. «ارْتَضى‏» با «رَضيتُ» يكي است.

 

گرفتيد چه مي‌ گويم؟ اينها شيعه و سني ندارد. تمام مسلمان‌ ها قبول دارند كه پيغمبر فرمود: امت من 73 فرقه مي‌ شوند، يكي اهل نجات است.

مسلمان‌ ها همه دعوايشان است. او مي‌ گويد: من ناجي هستم، تو كجي. او مي‌ گويد: من صاف هستم، تو كجي. مي‌ گوييم: آقا هيچ‌ كس حرف نزند از خود پيغمبر بپرسيم.

يا رسول الله آن كسي كه مي‌ گويي ناجي است، چه كسي است؟

فرمود: آنهايي كه در خط اهل بيت هستند. «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوح‏»

اهل بيت من مثل كشتي نوح است. هركس كشتي نوح را سوار شود، نجات پيدا مي‌ كند و باقي غرق مي‌ شوند. «مَنْ رَكِبَهَا نَجَا»

 استاد قرائتی ،درس هایی از قرآن 1390/11/13

 نظر دهید »

از عسل شیرین تر اما ...

03 آبان 1394 توسط سدید

فرازی از وصیت نامه ی پاسدار شهید «احمد افشار» (شهیدی که بعد از سی سال پیکرش به کشور بازگشت )

راجع به شهادت باید بگویم که هرچند از عسل شیرین‌تر است اما دوست من!

من، به جبهه نیامدم که شهید بشوم چه بسا لیاقتش را هم نداشته باشم، انسان مومن باید برای اسلام جهاد کند نه برای شهادت.

اگر می‌بینید انقدر از پیروزی دم می‌زنم من احساس کرده‌ام اسلام را و هدایت اسلام را.

چون خود را به وسیله ولی‌عصر و نائب بر حقش هدایت شده می‌بینم

 سایت فاتحان

 

 نظر دهید »

غير از غم معشوق در عالم خبرى نيست

01 آبان 1394 توسط سدید


غير از غم معشوق در عالم خبرى نيست
جايي خبرى نيست که از غم خبرى نيست
پروانه پرش سوخت ولى آبرويش شد
ما هم دلمان سوخته، اين کم خبرى نيست
دنيا نتوانست ز ما گريه بگيرد
بين غم تو از غم عالم خبرى نيست
من توبه نکردم مگر از راه توسل
بي نام تو از توبه آدم خبرى نيست
گفتند درِ خانه غير تو شلوغ است
گفتند ولى رفتم و ديدم خبرى نيست
رزقِ همه اينجاست و رزّاق هم اينجاست
والله در خانه حاتم خبرى نيست
ده ماه همه منتظر ماه تو هستند
در سال به جز ماه محرم خبرى نيست
عمامه ندارى و عبا نيز ندارى
اى واى که از پيرهنت هم خبرى نيست

شاعر: علي اكبر لطيفيان

 

 نظر دهید »

حضور و غیاب گندمی و کاهی چیست؟

30 مهر 1394 توسط سدید

 

یکی از آفت‌های طلبگی نظامات جدیدی است که در حوزه تبدیل به روال شده است، حوزه وقتی که خواست توسعه پیدا کند خودش را با دانشگاه مقایسه کرد و یک مقدار از کمالات دانشگاه را به خودش اضافه کند، در مدارس حضور و غیاب می‌کردند امتحان می‌کردند، نمره می‌دادند، بعدش سال به سال کارنامه هر سال می‌دادند حوزه این حرف‌ها را نداشت، حوزه هم وارد این‌ها شد، استاد حوزه باید مثل آقای آقاشیخ محمدعلی می‌گفت آقاجان ما حاضر و غایب می‌کنیم این حاضر و غایت ما کاه است تو خودت خودت را حاضر و غایب بکن، حاضر و غایبی خودت گندمی است. حضور و غیاب گندمی و کاهی چیست؟ چون من که نمی‌دانم دلت حاضر بود در جلسه یا نه، من وقتی به دفتر می‌نویسم این‌ها غایب هستند یعنی بقیه حاضر بودند، بقیه حاضر بودند بدنشان حاضر بود جسمشان حاضر باشد اشباحشان حاضر بود، من که نمی‌دانم تو حواست یک جای دیگر رفته است یا نه؟ پس این دفتر حضور و غیابی که ما اعلام می‌کنیم حاضری می‌دهیم حاضری که با حاضر و غایبی حقیقی نسبت عموم و خصوص من وجه دارد این جور نیست که هر کسی غایب از جلسه باشد غایب باشد …

پس این حاضر و غایبی که می‌کنند حضور فیزیکی است وای به حال طلبه‌ای که برای حضور فیزیکی و برای این‌که غیبتش نزنند سر کلاس برود، همین نیت که می‌شود می‌خواهد برود تا غبیتش نزنند موجب می‌شود غایت معنوی درس خواندن از بین برود چون آمده است حضورش را بزند…

وای به حال طلبه اگر برای حضور و غیاب سر کلاس برود، یا برای امتحان درس بخواند، برای نمره درس بخواند، یکی از آفات این کار این است: بعد از این‌که انسان نمره را به دست آورد مطلب یادش می‌رود، علتش این است که حافظه ما هوشمند است طبیعتاً متناسب با فرمانی که می‌دهیم عمل می‌کند و فرمان ما برای حافظه ما در نیت ماست. وقتی نیت من این است که با این نمره بگیرم وقتی نمره را گرفتن حافظه پاکش می‌کند، اگر برای مدرک خواندم بعد از این‌که مدرک به دست آمد یادم می‌رود، مشکل بی حافظگی نیست بسیار به من گله می‌کنند که ما مطالب از یادمان می‌رود، می‌گویم شما برای نمره درس خواندید و نمره‌تان را هم گرفتید…این بی‌حافظگی نیست اشکال در نیت و نوع درس خواندن است

 

ادامه ی مصاحبه ی آیت الله حائری شیرازی را درباره ی حوزه و طلاب  در لینک ببینید

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24

یا زهرا

السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة

پیوندهای وبلاگ

  • گوهر یکدانه
  • سدید
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس