طوبی

    منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟ چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی (عج) چقدر تنهایی !

  • خانه  اخیر آرشیوها موضوعات آخرین نظرات 

حال مرا می فهمی؟

19 تیر 1400 توسط سدید

♥♥♥♥♥♥♥♥♥✺✺✺♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥✺✺✺♥♥♥♥♥♥

کاشکی آمده بودی و زمین سرد نبود
این همه روی زمین آدم نامرد نبود

خسته‌ام! مهدی من! حال مرا می‌فهمی؟
حال من را که نصیبم به جز از درد نبود

تو بهاری و اگر آمده بودی، گل‌ها
دلشان منتظر حادثه‌ای زرد نبود

تو اگر آمده بودی همه انسان بودیم
نفسمان این همه هرجایی و ولگرد نبود

هیچ‌کس اهل ریاکاری و تزویر و فریب
هیچ‌کس مدعی آن چه نمی‌کرد نبود

وحیده افضلی

♥♥♥♥♥♥✺✺✺♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥✺✺✺♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 نظر دهید »

صل علی آدینه

18 تیر 1400 توسط سدید

‿☘ ⁀ ‿ ☘⁀‿☘ ⁀‿☘ ⁀‿☘ ⁀

ندبه خوانيم تو را هر سحر آدينه

تو كدام آينه اي ؟ صل علي آيينه

✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦

تو كدام آينه اي ، اي شرف الشمس غريب

كه زد از دوري ديدار تو چشمم پينه

✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦

از همه آينه ها زلف رها كرده تري

مي زنند آينه ها سنگ تو را بر سينه

✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦

لوح محفوظ خدا! آينگي كن يك صبح

كه جهان پر شده از آتش و كفر و كينه

✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑⁑✦

در همه آينه ها نام تو را كاشته ايم

ندبه خوانيم تو را هر سحر آدينه

‿☘ ⁀ ‿ ☘⁀‿☘ ⁀‿☘ ⁀‿☘ ⁀

علیرضا قزوه

 نظر دهید »

جهانی در حسرت آمدنت

15 تیر 1400 توسط سدید

           

    ❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃

جهان در حسرت آیینه مانده ست
              گرفتار غمی دیرینه مانده ست
شب سردی ست بی تو بودن ما
                   بگو تا صبح چند آدینه مانده ست ؟

               ❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃❃

 نظر دهید »

چشم به راه

13 تیر 1400 توسط سدید

 ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نه همين چشم به راه تو مسلمانانند

              عالمی را نگران كرده‌ای از غيبت خويش

آمد از غيبت تو ، جان به لب منتظران

             همه دادند ز كف حوصله و طاقت خويش

   ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 نظر دهید »

دل تو را می طلبد

10 تیر 1400 توسط سدید

به چه مشغول کنم دیده و دل را!؟
که مدام دل تو را می طلبد،
دیده تو را می جوید

 نظر دهید »

آقا ببخش!

10 تیر 1400 توسط سدید

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
شیطان دوباره دست به نیرنگ می شود
نقشه کشیده است، مرا دشمنت کند
با لشگر گناه هماهنگ می شود
دارد حنای توبه و شرمی که داشتم
پیشت عزیز فاطمه بی رنگ می شود
با هر گناه فاصله می گیرم از شما
کم کم وجب وجب، دو سه فرسنگ می شود
اشکم چه شد؟! به جان تو باور نداشتم
روزی دلم ز فرط حسد سنگ می شود
آقا ببخش، بس که سرم گرم زندگیست
کمتر دلم برای شما تنگ می شود!

 نظر دهید »

بدون تو مادر!

26 دی 1399 توسط سدید

پروازت ای پرنده! زمین را مزار کرد

کاری بعید بود، ولی روزگار کرد
تقویم سال‌های مرا بی بهار کرد
صبر تو پشت حضرت ایوب را شکست
چشم تو ابر معجزه را شرمسار کرد
تابوت بی قرار تو بر دست های ابر
پروازت ای پرنده! زمین را مزار کرد
پروازت ای پرنده‌ی زخمی! در آینه
باد و تگرگ و پنجره را بی قرار کرد

شب بود و راه بود و شب چاه بود و ماه
مولا گریست، حنجره را داغدار کرد
هرگز ندید آینه‌ای، داغ رفتنت
با چشم‌های ابری مولا چکار کرد
مولا فقط برای شب چاه، تا سحر
داغ نبودِ چشم تو را آشکار کرد
حتّی پدر، بدون تو مادر! یتیم شد
محراب را نبودن تو سوگوار کرد

وقتی که نیست مدفن تو روی نقشه‌ها
باید گلایه نیز به پروردگار کرد
در اوج آسمان خدا بودی و کلاغ
روی زمین نشست و فقط قارقار کرد
مادر! مرا ببخش که جا ماندم از سفر
دنیا مرا به سفره‌ی ماندن دچار کرد
با تو که روزگار بدی کرد و بعد تو
با من هر آن چه کرد، همین روزگار کرد.

شاعر: هادی خورشاهیان

 نظر دهید »
  • 1
  • 2

یا زهرا

السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة

پیوندهای وبلاگ

  • گوهر یکدانه
  • سدید
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس